شطحياتی قبل از سياست

قبل از این که وارد ساحت این سیاست بی پدر و مادر بشیم٬ یه چیزایی هست که ظاهرا خیلیا می‌فهمن ولی من نمی‌فهمم. خب اگه من به احمدی نژاد رأی ندادم چرا باید به خواسته‌های دولتش تن در بدم؟ اگه من این دولت رو قبول ندارم پس بالتبع اون وزارت کشورش رو هم قبول ندارم. یعنی نیروی انتظامی رو هم قبول ندارم.پس چرا تا وقتی که به زور مجبور نشدم باید حجابم رو رعایت کنم؟ یا از چراغ قرمز نگذرم؟ چرا اگه می‌تونم بدون این که کسی بفهمه رشوه بگیرم٬ نباید این کار رو بکنم؟ آره٬ اگه من به یکی دیگه رأی داده باشم و اون کاری ازم بخواد٬ می‌فهمم چرا باید بپذیرم. ولی چرا من باید مطیع کسی باشم که دیگران به من تحمیلش کردن؟ اصلا احمدی نژاد نه خاتمی٬ خاتمی نه بوش٬ اصلا هر کی که تو می‌گی. اگه من بهش رأی ندادم چرا اون باید حق داشته باشه بر من حکمرانی کنه؟ چرا حق داره برای من تعیین تکلیف کنه؟ بره به همون‌هایی که می‌خواستنش ارد بده. من می‌خوام ببینم این حق از کجا می‌آد؟ اصلا می‌دونی چیه٬ من تو هر نظامی که هستم باید اون جا دوباره رفراندوم شه٬ اگه رأی من شد که هیچ٬ اما اگه نشد چرا بقیه حق دارن خواسته‌شون رو به من تحمیل کنن؟ در میان می‌گن این بهترین روشه. خوب روش حکومت درد شما هاست که می‌خواین حکومت کنین٬ دندتون نرم٬ می خواستین نکنین٬ روشش هم به من هیچ دخلی نداره. اگه مجبور نباشم٬ دلم خواست زیر بار میرم٬ دلم هم نخواست زیر بار نمی‌رم. من جدی با این نظام‌های دموکراتیک مشکل دارم. اگه من قراره به حرف کسی عمل کنم که نمی‌خواستمش٬ خوب این که همون دیکتاتوریه. فقط می‌شه مثل یه شاهی که بیشتر مردم می‌خوانش. ولی من که نمی‌خوامش٬ و چون کل ماجرا معمولا دست یه نفر نیست دیگه اسمشو نمی‌ذارن شاه٬ یه لغت مدرن‌تر واسش پیدا می‌کنن. (نپرس که به نظر تو چه روشی برای این کار بهتره؟ من عمدا نمی‌خوام خودم رو در جایگاه سیاست گذار قرار بدم. دوست دارم به عنوان یک شهروند به این فکر کنم که کی٬ و چرا حق داره من رو به انجام چیزی مجبور کنه؟)

پی نوشت:

۱- اگه تو هم کف دستت مثل من پوست نازکه٬ خنده داره که فکر کنی می‌تونی زغال داغ رو تو دستت نگه داری.

۲ـ چقدر تو این دوره زمونه سینه ها تنگ شدن...

۳ـ شطحیات: کلمات کفر‌آمیزی که صوفیان در حالت بی‌خودی بر زبان رانند

/ 6 نظر / 12 بازدید
مهمان

جدا اين نظر خودته؟؟ يا اينم دیدگاهی راجع به این مسأله بود که تو گهگاه با اون ها مواجه می‌شی؟

محمد

می‌دونی چيه مهمون جون٬ اون چيزی که ذهن من رو مشغول کرده اينه که چه چيزايی برای نظام مشروعيت مياره و باعث می‌شه آدم‌ها خودشون رو به اون بسپرن. برای من که خدا‌پرستم اگه احراز بشه که حکومتی از جانب خدا مشروعيت داره٬ از اون پيروی می‌کنم. ولی دوست دارم بدونم برای کسی که به خدايی اعتقاد نداره که او رو ملزم به چيزی کنه٬ يا به خدا اعتقاد داره ولی براش ثابت نمی‌شه که فلان حکومت مشروعيت داره٬ چه چيزی می‌تونه به حکومت مشروعيت بده؟ آيا اين که او هم در رأی گيری سهيم بوده کافيه؟ آيا اين کافيه يا بهترين روش؟ يا اصلا هيچ کدوم؟

کاوه

به این که قدرت (هر نوعش)چه قدر می تونه بر تبعیت مردم از یک فرد یا نظام اثر بذاره فکر کردی؟

محمد

به کاوه: منظورم از اون جا هايی که می‌گفتم تا وقتی مجبور نشدم٬ همين چيزی بود که تو می‌گی. ولی اين که تبعيت با زور به وجود بياد چيزی غیر از سؤال منه. من می‌خوام بدونم صرف سهیم بودن تو رأی گیری٬ برای خود فرد الزام تبعيت از اون نظام رو ايجاد می‌کنه يا نه؟ با اين که نهايتا چه می‌کنه کاری ندارم. می‌خوام بدونم در درون خودش رو ملزم به اطاعت می‌دونه يا نه؟

محمد خوش زبان

به صاحاب وبلاگ عزیز!: ببین، دقیقا میدونم چی میگی. اساسا حرفت به این جمله برمیگیرده: چرا باید به حرف دیگری گوش بدم؟ با یه دیدگاه صد در صد سکولار (دنیوی)، تنها توجیهی که میشه داد اینه که برای بقای بشریت، لازمه که ما هم مثل کفتارها، گروهی زندگی کنیم و از خواست جمع تبعیت کنیم. یا مثل شیرها، از حرف رئیس گله پیروی کنیم. بله، هیچ دلیل دیگری نمی تونه باشه. اما با فرض خدا (و قوبل اطاعت ازش)، اگر و بازم میگم: "اگر" خداوند به ما فرمود که من به شورایتان، حجیت میدهم. حرف من حرف شورای شماست، اونوقت ملزم به اطاعتیم. نه؟